روى نیمکتى روبروى طلافروشى ها به انتظار نشسته بودم که مرد سلانه سلانه آمد و کنار پیاده رو آرام گرفت.
کیسه هاى همراهش با چند کتاب پر شده بودند. سیگارى به لب گذاشت. من با طمأنیننه ترین پک زدن هاى عم
برچسب: نویسنده: رویا حسینی تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:59